تبليغاتX
صدای سخن عشق


صدای سخن عشق

ازصدای سخن عشق ندیدم خوشتر ..... یادگاری که در این گنبد دوار بماند

البته توحیدی که از نظر عارف قله منیع انسانیت به شمار می رود و آخرین مقصد سیر و سلوک عارف است،با توحید مردم عامی و حتی با توحید فیلسوف(یعنی اینکه واجب الوجود یکی است نه بیشتر)از زمین تا آسمان متفاوت است.توحید عارف یعنی موجود حقیقی منحصر به خداست،جز خدا هر چه هست«نمود»است نه«بود»،توحید عارف یعنی«جز خدا هیچ نیست»،توحید عارف یعنی طی طریق کردن و رسیدن به مرحله جز خدا هیچ ندیدن.این مرحله از توحید را مخالفان عرفا تأیید نمی کنند و احیانا آن را کفر و الحاد می خوانند،ولی عرفا معتقدند که توحید حقیقی همین است و سایر مراتب توحید خالی از شرک نیست.از نظر عرفا رسیدن به این مرحله کار عقل و اندیشه نیست،کار دل و مجاهده و سیر و سلوک و تصفیه و تهذیب نفس است.

مطلب کامل را از اینجا بخوانید:

http://www.erfan.ir/30327.html

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 18:47 توسط محمد حسین مرحمتی زاده| |

هر سه اصطلاح هوش تحصيلي، هوش اجتماعي و هوش اقتصادي، فقط ارتباط هاي زميني انسان ها را در بر مي گيرد و انسان هاي به كمال رسيده اي كه از نظر تحصيلي، اجتماعي يا اقتصادي سهمي معمولي از زندگي دارند ولي از نظر معرفت، فهم و درك بالايي دارند را در بر نمي گيرد. هوش معنوي عبارت است از ميزان فهم افراد از واقعيت زندگي و حقيقت امور. همچنان كه پيامبر اعظم (ص) دعا مي فرمايند: اللهم ارني الاشياء كما هي. خداوندا حقيقت چيزها را به من نشان بده.
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 20:24 توسط محمد حسین مرحمتی زاده| |

حضرت آیت الله مظاهری استاد بزرگ اخلاق مراتب اخلاص را به شرح زیر بیان می کنند.

در مرتبه اول اخلاص، گرچه عمل برای خداست، ولی نیروی محرکه انسان در آن عمل دنیاست. مثل این که مومن برای آباد شدن دنیایش درس بخواند و کار کند.

مرتبه دوم و سوم اخلاص برای فرار از جهنم و به دست آوردن بهشت است. نود و نه درصد مردم چنین هستند. اگر جهنم نبود مردم خیلی گناه می کردند و نماز نمی خواندند.

مرتبه چهارم و مرتبه پنجم گفتند خوف و رجاء است. كه بجاي خوف بعضي از اهل دل گفته‏اند استحياء. بنده يك حالتي دارد كه عظمت خدا رسوخ در دلش كرده كه مي‏گويند صفت جلال خدا در دلش حكومت دارد. كه اين مراتب دارد.

خدا پاداش مي‏دهد امّا گاهي پاداش مي‏دهد بهشت گاهي بهشت عدن و گاهي رضوان اللَّه و گاهي پاداش مي‏دهند عنداللَّه و گاهي «اَنا أجزي به» «خودم پاداش تو»


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 14:15 توسط محمد حسین مرحمتی زاده| |

قرب الهی یا خدایی شدن هدف غایی عرفان اسلامی است. از دیگر مشخصه های عرفان حقیقی عدم مخالفت با عقل، مطابقت با شریعت، هماهنگی با فطرت انسانی، توجه به همه ابعاد زندگی انسان و تصحیح نسبت دنیا و آخرت می باشد. عرفان اسلامی دنیا ستیز نیست و دنیا را مقدمه آخرت می داند. دعوت به کناره گیری مطلق از دنیا و نادیده گرفتن اقتضائات آن از ویژگی های عرفان های دروغین است.
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 8:57 توسط محمد حسین مرحمتی زاده| |

مخلوقات پروردگار بسیار زیاد و متنوع هستند. گروهی جمادات هستند که در ظاهر بی حرکت هستند، گروهی گیاهان هستند که در جای خود ثابت هستند اما به سمت بالا رشد می کنند و گروهی حیوانات هستند که علاوه بر رشد جسمی قادر به حرکت هستند و در شعور سهمی بالاتر از موجودات دسته اول و دوم دارند، به بچه های خود مهربانی می کنند، برای حفظ جان خود از خطرها می گریزند و برای به دست آوردن غذا تلاش می کنند. اگر به دنیای اجنه و فرشتگان وارد نشویم گروه دیگر از موجودات پروردگار مهربان خلقت آفرین انسان ها هستند که در آفرینش جایگاه بالاتری دارند. انسان ها علاوه بر جسم به نعمت تفکر هم زینت یافته اند و علاوه بر رشد جسم، در فکر و روح نیز می توانند پرورش یابند.

خاک و هوا به گیاه می پیوندد و خود را به مرحله بالاتری از کمال می رساند، گیاه توسط حیوان و انسان خورده می شود و به سطح بالاتری از کمال میرسد، حیوان توسط انسان خورده می شود و کامل می شود، اما کمال انسان در چیست؟ جمادات و گیاهان و حیوانات راه خود را به سوی کمال یافته اند، اما آیا انسان نیز راه کمال خویش را پیدا کرده است و در مسیر درست راه می پیماید یا اشتباه می رود؟ آیا احتمال عقب رفتن انسان هم وجود دارد؟ آیا ممکن است انسان به زندگی حیوانات وارد شود و یک حیوان پیشرفته شود؟

لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید   


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 20:13 توسط محمد حسین مرحمتی زاده| |

عشق جوهره ی وجودی انسان و سبب خلقت انسان و بهای وجود اوست.عشق انسان را از سایر مخلوقات متمایز می کند و به زندگی انسان روح و جهت می دهد. بی عشق انسان بی فایده زنده است و زندگی نمی کند بلکه فقط زنده می نمایاند. عشق به روح انسان مربوط می شود و سبب «تبارک الله احسن الخالقین» است که اگر تبارک الله گفتن به خاطر جسم انسان بود که شتر در جثه بزرگتر و در خلقت پیچیده تر است و در خلقت او فرمود: «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت».
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 0:27 توسط محمد حسین مرحمتی زاده| |

Design By : Night Melody